



![]()
مارادونا ميآيد...من يك بن لادن هستم! تاريخ ارسال: پنجشنبه، 8 دیماه 1384
بازگشت اسطورهيي كه شكسته بود؛مارادونا ميآيد...من يك بن لادن هستم! ترجمه: كيوان شافعي منبع: ساكرنت
شايد اگر سال گذشته، كسي از احيا شدن و حتي زنده ماندن «مارادونا» سخن ميگفت، همه به حرف او ميخنديدند. «مارادونا» به يك ويراني كامل رسيده بود. اما او بازگشت، هرچه باشد، او «مارادونا» است، كه غيرقابل پيشبينيترين كارهاي دنيا را انجام ميدهد. حالا هم، نميتوان به بازگشت كامل او اميد داشت. او «مارادونا» است و شايد فردا روزي بدتر از ديروزش شود. اما فعلا اين «مارادونا» چنان بازگشته كه با دوران اوج فوتبالش از حيث فيزيكي ميتواند قياس شود. «ديگو آرماندو مارادونا» با آن هيكل چاق و مضحك و خندهدار، كه به دليل استفاده بيش از حد از كوكايين و رعايت نكردن رژيم غذايي به آن دچار شده بود، در سالهاي گذشته چندين بار تا آستانه مرگ رفت، اما با خوششانسي از آن جست. زن سابق او كه «كلوديا» نام دارد، شايد براي محافظت از او، سال گذشته به دادگاه پيشنهاد داد «مارادونا» را به دليل بيماري رواني در بيمارستان رواني بستري كنند. اما اين روزها گذشت و «مارادونا»ي افسانهيي پس از بارها دست و پنجه نرم كردن با مرگ سربلند بيرون آمد و دوباره به زندگي بازگشت. زندگي پرفراز و نشيب و پر از جدال مارادونا در گفتوگويي صادقانه با وي در مطلب زير بررسي شده است. اعتراف «مارادونا» در صحبت راجع به گذشتهاش صادق است: «من معتاد به كوكايين بودم. كوكايين داشت مرا ميكشت. بدون اينكه استراحت كافي داشته باشم يا تغذيه مناسبي داشته باشم فوتبال بازي ميكردم. شايد به اين دليل بود كه برخلاف ظاهرم، بدنم از داخل روزبهروز داشت تهيتر و ضعيف ميشد». «مارادونا» حالا ادعا ميكند كه از حيث استفاده از مخدر در حال حاضر يك آدم پاك است. او اين روزها در مورد ضررهاي موادمخدر سخنراني ميكند. هيكل او هم روي فرم است و پس از عمل جراحي ليپوساكشن كه گويي روي او نتيجه معجزهآسايي داشته، كسي كه عكسهاي سالهاي گذشته «مارادونا» را ديده باشد، امسال قادر به شناختن او نيست. «مارادونا» در حال حاضر حتي لاغرتر از دوران بازيكنياش، خصوصا اواخر دوران بازيكنياش شده و با آرامشي مثالزدني يك بار ديگر به صحنه فوتبال بازگشته است، البته نه در قالب يك بازيكن، با اينكه از «مارادونا» اين هم بعيد نيست. ماردوناي شومن دو، سه ماه پيش «ديهگو»ي كبير يك برنامه تلويزيوني به نام «شب شماره ده» راه انداخت كه بسيار سروصدا به پا كرد. جالب اينكه اولين ميهمان برنامه او هم كسي جز «پله» افسانهيي نبود كه ميان اين دو براي كسب عنوان بهترين فوتباليست تاريخ رقابتي سخت در جريان است )سالهاست اين بحث وجود دارد(. «فيدل كاسترو» رهبر انقلابي چپگراي محبوب كوبا كه با «مارادونا» رابطه بسيار نزديك و صميمي دارد، ديگر ميهمان برنامه «مارادونا» بود. رابطه نزديك اين دو، شايد بخاطر ديدگاههاي ضد امريكايي مارادونا باشد، شايد هم نزديكي او با «كاسترو» و كمكهاي بيدريغ «كاسترو» به اين اسطوره سابقاص فنا شده دليل اصلي ديدگاههاي ضد امريكايي مارادونا باشد. بدون فوتبال هرگز هر قدر هم «مارادونا» در فرم خوبي بسر ببرد، به دليل عجين بودن نام او با فوتبال ، جز با بازگشت به فوتبال بازگشت او شكوه كامل را نخواهد داشت. شايد با درك اين نكته باشد كه رييس فدراسيون فوتبال كشور آرژانتين به اين اسطوره فوتبال پيشنهاد داد پستي را در فوتبال كشورش بپذيرد. اما «مارادونا» فعلا پاسخي به اين درخواست نداده و رييس فدراسيون فوتبال آرژانتين چون دامادي است كه هر لحظه انتظار پاسخ مثبت عروسش را ميكشد. تصور خيليها بر اين است كه گذشت زمان اين مساله را هم حل خواهد كرد و بازگشت مارادونا كامل خواهد شد، اگرچه گفته ميشود او خوشش نميآيد پا در كفش ديگران كند )مارادونا گفت كه آرژانتين مربي دارد و مربي اين تيم هم كارش را خوب بلد است( ولي جواب او راجع به مربي تيم آرژانتين، نوعي حس انتظار را هم در خود دارد: «مربي تيم ما «پكرمن» همه ابزار موفقيت را در اختيار دارد» )يعني اينكه اگر موفق نشود ناشي از بيعرضگي اوست( و ميافزايد: «در آينده دوست دارم جانشين او شوم، ولي حالا همه ما بايد پكرمن را حمايت كنيم و به عقايد و كارهاي او احترام بگذاريم و كمكش كنيم. من هم اگر كمكي و مشورتي از من خواسته شود، حاضرم هرچه دارم در اختيار خ وزه پكرمن قرار دهم.» حاشيههاي زندگي «مارادونا» در ظاهر رسانهيي، شايد به عنوان يك تحليلگر در آلمان در جامجهاني حاضر شود. او ميگويد: «خيليها فكر ميكنند بهترين اتفاقي كه در زندگي من افتاده، قهرماني در جامجهاني است. اين شايد درست باشد، اما اين چيزها از جنبه ديگري به ضرر من شده است. افتخارات ورزشي باعث شده بودند تا من چشم بر زندگي شخصيام ببندم و نتوانم اتفاقات بزرگ و مهمي را كه در زندگي شخصيام افتادند، درك كنم و لذت ببرم. افتخارات ورزشي به جاي خود، اما بهترين اتفاق زندگيام ديدن بزرگ شدن دخترانم بود. خيلي دوست دارم ميتوانستم زمان را به عقب بازگردانم تا بهتر بتوانم رشد و نمو آنها را به نحو بهتر و نزديكتري شاهد باشم.» «مارادونا» در حال حاضر بيشترين توجه را به خانوادهاش نشان ميدهد. او ميگويد: «پيش از اين هم بايد اينگونه ميبود كه كوتاهي كردم». البته او تقصير كار است، اما تمام تقصيرات بر گردن او نيست... رسانههاي ويرانگر سايهيي كه رسانهها روي زندگي مارادونا انداختند، زندگي او را از ريخت انداخت و تمام مسائل را تحتالشعاع قرار داد، تصويري كه رسانهها از او ساختند، اگرچه برگرفته از رفتارهاي خود اوست، اما مارادونا از اين مساله شاكي است كه رسانهها بخشي از حقيقت وجودي او را گرفتند و چيزهاي ديگر را ناديده و ناگفته گذاشتند. او ميگويد: «رسانهها و مطبوعات، تنها توجهشان مساله اعتياد من به كوكايين بود و گويا جز اين كاري نداشتند. روزنامهها هميشه منتظرند تا شما را غرق كنند. آنها ظاهرا ميخواستند مرا رسوا كنند، اما نميدانستند با اين كارشان در اصل دارند موادمخدر و كوكايين را تبليغ ميكنند. روزنامهها آنچه را كه حقيقت داشت نميديدند، هدف آنها فقط و فقط فروش روزنامههايشان بود و به اين هدف هم رسيدند، گرچه موفقيت آنها در دورهيي به بهانه شكستن تصوير مارادونا و زندگي او تمام شد.» مارادوناي بنلادن شايد به اين دليل بود كه «مارادونا» يك بار به خبرنگاراني كه داشتند به خانه او نزديك ميشدند، چند گلوله شليك كرد. او به دليل اين كار به دو سال حبس تعليقي محكوم شد. «مارادونا»ي كبير اين موضوع را چنين توضيح مي دهد: «من براي دفاع از خانوادهام آن كار را انجام دادم و هميشه گفتهام در اين زمينهها مثل بنلادن هستم. اگر كسي در مورد خودم و خانوادهام كاري را صورت دهد، در جواب دادن به او هيچ حد و مرزي نميشناسم و اذعان دارم و اعتراف ميكنم در اين جور موارد كه پاي دفاع از خانواده پيش ميآيد من خشنترين مرد روي زمين هستم. همين جا باز هم تكرار ميكنم اگر كسي به خانواده من اهانت كند، كاري ميكنم كه اين مساله برايش گران تمام شود. من كه يك بار آن گونه برخورد كردم و شليك كردم، بيترديد دفعه بعد شديدتر از آن را انجام خواهم داد.» عشق فوتبال نه پول مارادوناي رند و شيطان و شوخ و حقهباز كه يك بار با گلي كه با دست به انگليس زد و آن را دست خدا خواند و يك ملت را از خشم و عصبيت به خود لرزاند، شيطنت خود را اؤبات كرده، هنوز هم آدمي پرهيجان و مهم است. او با همان هيجاني كه او را به عنوان بهترين فوتباليست تاريخ تثبيت كرد، ميگويد: «هنوز هم، مثل همه عمرم در حال جنگيدن هستم. حالا ميجنگم براي آنكه به فوتباليستها بفهمانم بايد براي كاري كه انجام ميدهند، دل بدهند، با عشق بازي كنند، نه اينكه بنده پول باشند. من در حال حاضر، خودم را به بازيكناني چون «رونالدينيو، رونالدو، بكام و رائول نزديكتر از بزرگاني چون پله و بكنباوئر و پلاتيني حس ميكنم.» بهترينها كيستند? مارادونا اعتقاد دارد در حال حاضر بهترين بازيكن دنيا «رونالدينيو» است، اما همچنان به سوالي كه يك دهه بيشتر است كه مردم منتظر پاسخ آن هستند، جواب نميدهد. او از پاسخ به اين سوال كه «بهترين بازيكن تاريخ فوتبال كيست?» طفره ميرود. پاسخ او سرشار از طنز است: «مادرم ميگويد من بهترين هستم، من هم بايد مثل همه حرف مادرم را قبول كنم. پله هم همين كار را ميكند.» اما او كتمان نميكند از ميان جوانان حال حاضر فوتبال «وين روني» را هم، كه از لحاظ فيزيكي خيلي شبيه مارادوناي جوان است، ميپسندد. «روني» حتي يك بار هم گلي را با دستش به ؤمر رسانده و خيليها آن گل را با گل «مارادونا» با انگليس مقايسه كردهاند. نظر مارادونا در مورد او مثبت است: «روني بازيكن بزرگي است. استعداد و تكنيك بالايي دارد و از قدرت خوبي هم بهرهمند است. او آن توانايي را دارد كه بتواند باعث موفقيت انگليس در جام جهاني پيش رو شود، اما در حال حاضر خيلي جوان است و بايد يك نفر پيدا شود و او را راهنمايي كند». قهرمان جام جهاني اگرچه ديدار دوستانه اخير تيمهاي آرژانتين و انگليس با نتيجه سه برد و به نفع انگليس به پايان رسيد، اما «مارادونا» آرژانتين را هم از شانسهاي قهرماني جام جهاني ميداند: «آرژانتين در جام جهاني شانس زيادي براي بردن جام دارد ولي آنها بايد در جنبههايي از بازيشان تلاش بيشتري بكنند و ايرادهايشان را رفع كنند. اگرچه انگليس آخرين بازي اين دو تيم را برده است، ولي ديگر اين اتفاق حداقل در جام جهاني تكرار نخواهد شد. شانس اين دو تيم براي قهرماني به يك اندازه است.» سياست مبارزه انتخاباتي «ژرژ وهآ» در ليبريا خيليها را به اين فكر انداخته كه آيا فوتباليستهايي چون «مارادونا» هم ميخواهند راه او را ادامه دهند. پاسخ «مارادونا» به اين سوال پر از اكراه است: «نه، خواهش ميكنم اين سوال را نكنيد. قدم زدن در دنيا و فضاي سياست واقعا كار سخت و طاقتفرسايي است. آن هم در كشوري چون آرژانتين با بار سنگين مشكلاتي كه بر دوش سياستمداران وجود دارد. احتمال موفقيت در آرژانتين كم است، البته احتمال پيروزي براي كسي چون من كم نيست. اما چون ميدانم در صورت پيروزي هم، نخواهم توانست مشكلات فراوان كشورم را حل كنم، پا گذاشتن در وادي رقابت انتخاباتي مثل اين است كه من از اعتبارم استفاده ميكنم تا مردم را بچاپم و گولشان بزنم. من اصلا اين جور آدمي نيستم.» مرد خانواده با اينكه «مارادونا» سالها به دنبال آرامش بود و حتي يك بار در گفتوگويي اعلام كرد كه رفتنش در پي مخدر هم به دليل نيازش به آرامش بوده، به نظر ميرسد اكنون او آرامش را بهتر از هر زمان ديگري حس ميكند. او در اين نكته كه سالها نتوانست آرامش دلخواهش را به دست آورد، خود را مقصر ميداند. اما ميافزايد: «حالا ديگر از زندگيام راضي و خوشحال هستم. به نسبت قبل خوشبختترم. حالا هر صبح كه از خواب بيدار ميشوم دخترانم را ميبينم و حالا درك كردهام كه مهمترين چيز در زندگي من دخترانم هستند نه هيچ چيز ديگري».
امجهانی ۸۶ مکزیک دیگو آرماندو مارادونا یک تنه آزانتین قهرمان کرد. چهار سال بعد گریههای مارادونا در شب فینال زمانی که ماتیوس کاپیتان ژرمنها جامجهانی را به بالای سر برد از ذهن هیچ کس پاک نخواهدشد. هم پای مارادونا گریه کردیم و به خودمان گفیتم لامصب اگر چهار سال پیش توی مکزیک توجه:((باهاوهلانژ رییس برزیلی فیفا موقعی که جامجهانی را بهت داد دست داده بودی این اتفاقآ پشت سر هم برای آرژانتین و خودت نمی افتاد. ))((در این قسمت باید از یک فحش مناسب برای کاربرد علیه برزیلیهای کثیف استفاده کرد مثلا:.....................))
جامجهانی ۹۴ امریکا که زدند هم خود تو و هم آرژانتین که میتوانستید قهرمان بشوید نابود کردند، جامجهانی ۹۸ فرانسه را هم اون اریل اورتگا زبان نفهم که اصلن لیاقت پوشیدن شماره ۱۰ را نداشت با اون دنیس برکمپی که از سوار شدن به هواپیما میترسه از آرژانتین گرفت، جامجهانی ۲۰۰۲ کره و ژاپن هم اون آنگلوساکسونها و وایکینگها با تبانی با هم نگذاشتند برای اولین بار در تاریخ فوتبال آرژانتین از مرحله اول صعود بکنید.

میگویند تاریخ باید تکرار شود، آلمان باید طعم آن پنالتی ناجوانمردانهای را که آن داور عرب زبان نفهم برایشان در فینال ۹۰ ایتالیا به سودشان و به ضرر آرژانتین گرفت را بعد از بیست سال بچشند.۱۵روز تا جامجهانی باقی مانده است ولی شک نکنید این جام بعد از بیست سال برای آرژانتین است.

ایول همه کسانی که در سراسر جهان طرفدار آبی و سفیدهای آمریکایجنوبی هستند.
این عکس هم دلم نیومد نزارم این عکس بدون شرحه فقط خودتون نگاه کنید و قضاوت کنید،من که میگم دنیا تا قیامت مثلش نمیاره شما چی؟؟؟
|
دیگو مارادونا، ستاره سابق فوتبال آرژانتین و جهان قصدی برای خودكشی نداشت.
به نقل از سایت اخبار فوتبال جهان، هكتور پزلا، پزشك معالج مارادونا با تكذیب خبر خودكشی این ستاره سابق، اظهار داشت كه بعد از اینكه به كلینیك مركزی بوئنوس آیرس منتقل شد، هیچگونه اثری دال برقصد مارادونا جهت خودكشی دیده نشد. وی خاطر نشان ساخت: مارادونا كه در بیمارستان تحت بستری قرار گرفت، تنها در زمانی كه با والدین خود روبرو شد، حرفهای ناامید كنندهای در خصوص سلامتی اش بیان داشت؛ اما بعد از آن با شروع دوره معالجه وی از سوی تیم پزشكی، به سرعت از افكار ناامید كننده دور شد و به شرایط روحی خوبی رسید. وی عنوان كرد: مارادونا از بیمارستان مرخص شده است؛ اما معالجات در مورد او ادامه دارد چرا كه به خاطر استعمال زیاد مشروبات الكلی گرفتار نوعی از بیماری هپاتیت شده است. |
کاهه اعلام کرد که مارادونا به بيماري هپاتيت مبتلا شده است. وي همچنين اعلام كرد كه اسطوره فوتبال آرژانتين ظرف كمتر از 15 روز مرخص نخواهد شد. البته مشكلات سلامتي او به وخامت سالهاي 2000 و 2004 نيست كه در آن زمان به علت مصرف بالاي كوكائين بسيتري شده بود. كاهه در پايان از پيشرفت روز به روز مارادونا خبر داد.
انتهاي خبر // ایپنا - وب سایت خبرگزاری ورزش ایران//www.ipna.ir


لیلا فروهر ستاره موزیک و سینمای ایران در چهارم اسفند ماه در شهر اصفهان و در خانواده ای هنرمند دیده به جهان گشود. پدرش جهانگیر فروهر اشراف زاده بود که به ارزشهای اشرافی پشت پا زد و وارد عرصه هنر و سینما شد . او در بیش از 80 فیلم سینمای ایران به ایفای نقش پرداخت .
مادرش فرنگیس فرحزادی نیز از بازیگران سینمای ایران به شمار می رود . لیلا از بدو تولد دوران کودکیش را با گامهای کوچکش در کنار پدر و مادر و نامهای بزرگ تاتر ایران همچون ارحام صدر بر تاتر سپاهان اصفهان سپری کرد . او در سال 1344 با فیلمهای "مراد و لاله " و "خروس جنگی " وارد سینمای ایران شد و با سن و سال کمی که داشت از پرکارترین هنرمندان ایران بشمار میرفت تا جایی که به او لقب " کودک خردسال سینمای ایران " را دادند.از درخشانترین فیلمهای لیلا فروهر میتوان به فیلم "سلطان قلبها" به کارگردانی محمد علی فردین اشاره کرد.بازی درخشان و هنرمندانه لیلا با همه کودکیش در این فیلم اعث شد فردین جشن تولد 9 سالگی لیلا را در سندیکای هنرمندان برایش برزار کند جشنی که لیلا از آن به عنوان بهترین هدیه زندگی خود یاد می کند . او تا سال 1358 در بیش از 45 فیلم سینمای ایران به ایفای نقش پرداخت.
لیلا در نوجوانی در محضر استاد تاجبخش به تعلیم آواز و سه تار پرداخت و در سن 14 سالگی جاودانه ترین اثرش را به نام "شمیم" با ارکستری 40 نفری و در کاباره میامی اجرا نمود و آغازگر راهی شد که تابه امروز ادامه دارد.
پس از انقلاب در نوامبر 1986 از ایران خارج شد و فعالیت هنری خود را در خارج از کشور با یاری خواهرش " فریبا فروهر " آغاز نمود.لیلا فروهر تا به امروز بیش از 20 آلبوم ترانه به بازار عرضه کرده و صدها کنسرت موفق در سراسر دنیا اجرا نموده که از باشکوترین و به یادماندنی ترین کنسرتهایش می توان به شب سوم اگست 2003 در سالن کداک تیتر اشاره کرد.شبی که همگان آن را به نام شب لیلا فروهر در دفتر خاطرات خود ثبت نمودند.
لیلا فروهر را میتوان از نوابغ موسیقی دنیا بشمار آورد چرا که او از معدود کسانیست که توانایی اجرای تمام سبکهای موسیقی را دارد.به همان زیبایی که ترانه های پاپ میوزیک می خواند به همان زیبایی آثار اصیل ایرانی را اجرا می کند و توانایی اجرای ترانه به زبانهای مختلف دنیا را دارد.او در سال 1996 آلبومی به نام "Plant Of Harmony" را بازار عرضه کرد که به بیش از 9 زبان ترانه اجرا نموده از جمله ارمنی،انگلیسی،ایتالیایی،عربی، افغانی،اسرائیلی،ترکی ، یونانی و ترانه های فولکلور ایرانی ...
لیلا هنرپیشه قدرتمندیست ، او با استیج و نور و صدا از کودکی آشناست و استعداد بی نظیری در اجرای برنامه های زنده دارد....
لیلا فروهر در 19 آگست 2004 بر روی کشتی عشق آغاز زندگی مشترکش با یک ایرانی موفق و یک چهره آشنا و محبوب و مطرح ایرانی با اسی نبی جشن گرفت و تا به امروز زندگی با عشق را همراه با همسر و خانواده اش سپری می کند و همچنان با آثار زیبایی که هر سال عرضه می کند برای دوستدارانش پیام آور عشق و صلح و محبت است . قلب های بیشماری در ایران و سراسر دنیا به عشق لیلا می تپد... به راستی شایسته است که او را شاهدخت موسیقی ایران بنامیم
![]()
![]()
![]()
![]()
فیلم یک خوشگل وهزار مشگل فیلمی با مایه های کمیک بود که در نهایت فیلم قشنگی از کار درآمد فروش نسبتا خوبی هم داشت فیلمی که فردین در کارگردانی آن مشارکت داشت اگر چه نامش در تیتراژ دیده نمیشود فیلم راز درخت سنجد فیلم بعدی فردین فیلمی بود از جلال مقدم کارگردان بزرگ ایرانی که آن هم درون مایه ای کمیک داشت وبه موضوع جدل میان زن ومردی میپرداخت که در گذشته عاشق هم بوده اند و هم اکنون دشمن یکدیگر .
این فیلم نیز استقبال مناسبی داشت فیلم همای سعادت محصول مشترک ایران و هند فیلمی بود که میتوان گفت به لحاظ نویسنده هندی (اگر چه دستیاری ایرانی دارد)موضوعی بکر دارد در این فیلم سانجیو کمار بازیگر مشهور هند در آن سالها به ایفای نقش میپردازد این فیلم نیز با استقبال تماشاچی در ایران و با عدم استقبال در هندوستان مواجه شد . فیلم میعادگاه خشم دیگر فیلم فردین به نویسندگی سیروس الوند و بهزاد فراهانی(افراد آشنای سالهای اخیر)بود فیلمی که با بازی ایرج قادری همراه بود . در این فیلم فردین به ایرج قادری میگوید که دیگر در محله کلانتری آمده وجای مرافه و جنگ نیست که به نوعی نفی قیصر گونگی است این فیلم هم با استقبال مناسبی همراه شد . فیلم مردان خشن با بازی جمشید مشایخی و هنرمند تیاتر ارحام صدر همراه بود که به کلی از شخصیت علی بی غمی پر هیز میکند . این فیلم فروش نسبتا قابل قبولی دارد مرد هزار لبخند دیگر فیلم فردین و همکاری مجدد او با سیامک یلسمی بود که آرمان زری خوشگام و ایرج رستمی نیز در این فیلم به هنر نمایی میپردازند فیلم درون مایه ای شاد دارد و کلا فیلم قشنگی است و با استقبال مردم روبرو میشود. بازی در فیلم بابا شمل را میتوان از بازیهای قوی فردین نام برد در حقیقت میتوان این فیلم را آخرین فیلم قشنگ فردین نام برد وپس از آن دیگر هیچ فیلم فردین نتوانست بیننده را ارضا کند این فیلم دومین فیلم علی حاتمی کارگردان بزرگ سینما است که مانند فیلم قبلی او ریتمیک ساخته شده است .فیلم فیلم قشنگی است بازیگرانی مانند ناصر ملک مطیعی و فروزان نیز بر جذابیتهای آن می افزاید .اگر چه پیش بینی میشد این فیلم با فروش خوبی همراه همراه باشد ولی یک نقطه ضعف از بروز این امر جلوگیری میکند وآن همراهی تمامی فیلم با ریتم و آهنگی یکسان بود که اعصاب بیننده را آزار میداد در متن بعدی به بررسی چهار ده فیلم پایانی فردین که حکم سراشیبی برای پایان بازیگر اولی او بود میپردازیم.
ذکر یک نکته در مورد این فیلم جمله فردین در کارخانه به بهمنیار است که میگوید چشممون این یارو رو گرفته مگه ما دل نداریم مگه تو فیلم ندیدی دختر اعیونه میرسه به مکانیکه خوب ما هم مکانیکیم دیگه و بهمنیار در جواب به فردین می گوید آن فیلم است که این اشاره ای طنز آمیز به سینمای فردینی است فیلم یاقوت سه چشم فیلم بعدی فردین که باز یک کپی برداری از فیلمهای هندی است با شرکت همایون آذر شیوا و ...است و درون مایه ای جنایی دارد این فیلم هم فروش مناسبی در سینمای ایران داشت فیلم مردی از جنوب شهر دیگر فیلم فردین باز قرابتی با فیلمهای قارونی داشت و درون مایه ای شاد داشت بازیگران خوبی چون ظهوری فروزان و عبداللاه بوتیمار نیز بر فروش فیلم افزود و باز فروش مناسبی داشت فیلم کوچه مردها دیگر فیلم فردین در سال 1349 تقریبا ترکیبی از سرنوشت (سنگام)و قیصر بود . این فیلم که با بازی ایرج قادری و پوری بنایی نیز همراه بود فیلمی پر فروشتر از مردی از جنوب شهر بود .
۱-فردین در آن سالها دیگر از جلد و نقشهای علی بی غمی خسته شده بود و مایل بود نقشی متفاوت بازی کند ودر آن بدرخشد
۲-در آن سالها (1346)ملاحضه میشد که در جراید و محیط جامعه از طرف ایرج نقل میشود که فردین بدون ایرج هیچ است پس در سلطان قلبها فردین برای اثبات خطای این حرف عارف را بکار می گیرد و با موفقیت در این فیلم ثابت کرد که هنر فردین و هم چنین
زیبایی فیلم است که موجب شهرت فیلم و شخصی می شود
ایرج متوجه اشتباه خود میشود و از فیلمهای بعد (به غیر از یاقوت سه چشم)مجددا خواننده فردین می شود و برای فردین میخواند
در واقع فردین بهترین اجرا کننده ترانه های ایرج است و هیچکس مانند او لب خوانی شعر های ایرج را نداشت
خود ایرج پس از مرگ فردین درباره فردین میخواند
سلطان قلبم کشیدی چرا سایه از سر من
هرگز کجا این جدایی تو میشه باور من
یار قدیمی همیشه صمیمی به گلشن یاران تو عطر نسیمی
راه تو بسته دل تو شکسته به موی سپید و چهره خسته
ناز اون طرز غزلخونی تو شور شادی و پریشونی تو
با همه خاطره هام به مزار تو میام
شاخه ای گل میارم اشک گلگون می بارم
من تو رو به گنج قارون نمیدم
به زر و مال فراوون نمیدم
ای تو سینه موندنی مثل قصه خوندنی
از کدوم پنجره بود که پر زدی به دیار تازه ای تو سر زدی
چی بخونم نمیتونم میخوام آواز بخونم
کوچه مرد قصه های آشنا همدم مردم افتاده ز پا
مثل شب آروم ولی پر رمز و راز
مثل گل ساده ولی بی ادعا
آهنگ سلطان قلبها در حقیقت ماندگار ترین موسیقی و شعر فیلم سینمای ایران است طوری که در مراسم صدمین سال سینمای ایران آهنگ سلطان قلبها توسط ویولونیست ها نواخته و آن را نماد سینمای ایران میداند فردین در این فیلم که به کارگردانی خودش نیز است فیلمی بسیار لطیف ساخته است جنبه های درام و عاطفی فیلم بسیار خوب است طوری که جمشید مشایخی گفته هنگام دیدن این فیلم اشکش در آمده بازی لیلا فروهر که در این زمان هفت سال داشته است از نکات مثبت و قوت این فیلم است لحظات گفتگوی فردین و لیلا در کاباره هنگامی که لیلا می گوید خیلی دوست داری بخورم و مست کنم ولی کور خوندی جونم ما از اوناش نیستیم انسان را به شعف می آورد این فیلم اگر چه مانند گنج قارون فروش نداشت ولی فیلم موفقی بود ترانه های عارف در این فیلم از عوامل موفقیت این فیلم بود .
آقای قرن بیستم که پر فروشترین فیلم فردین تا قبل از سال۴۴ بود در واقع ماجرای فردی بود که به علت بیماری مادر و دلمشغولی برای فقیران حاضر به همکاری برای چند تبهکار میشود. این فیلم از سیامک یاسمی در حقیقت خمیر مایه ساخت فیلم قارونی بود علاوه برفردین پوران و رفیع حالتی از بازیگران معروف این فیلم بودند .فیلمهای ببر کوهستان در سال۴۴ از ضعیفترین فیلمهای فردین و عشق و انتقام دومین ساخته فردین تنها تجربه ای برای کارگردانی او بود و رهاوردی برای او نداشت.فیلم قهرمان قهرمانان در راستای فیلمهای یاسمی مسیر خود برای تکمیل چهره فردینی می پیمود این فیلم فروش نسبتا خوبی داشت .
فیلم خوشگل خوشگلها سومین ساخته فردین فیلم خوبی بود (از لحاظ موضوع در سال ۴۴). این فیلم که سهیلا و ظهوری از بازیگران مشهور آن بودند باز به معرفی جوانی شوخ طبع میکرد که به علت خواست یکی از دوستانش خود را جای او میزند و همراه برادرانش وارد خانواده ای میشود.
فیلم گنج قارون فیلم بعدی فردین نقطه عطفی در سینمای ایران بود .این فیلم ساخته سیامک یاسمی پنجمین فیلم یاسمی با فردین و اوج پختگی و جا افتادن نقش فردینی بود .این فیلم از نظر موضوع و ساختار و بقیه عوامل فنی در زمان خود یک شاهکار محسوب میگردد و جهشی در سینمای ایران بود .صحنه های درام کمیک و زد و خورد در کناار صحنه های آواز خوانی مرد اصلی فیلم در کنار صحنه اجرای چهار نوع آواز توسط فروزان در کنار استخر تا آن سال و حتی مدتها بعد در سینمای ایران بینظیر بود .حضور ظهوری در صحنه های کمیک فیلم و صحنه بحث ظهوری و فردین در کنار استخر هتل بسیار عالی نوشته شده بود این فیلم از نظر مباحث نوشتاری و فیلمی تماشاچی را کامل ارضا میکرد و در امر جذب تماشاچی بسیار موفق بود .
این فیلم در سال ۴۴ حدود ۵/۳ میلیون تومان فروش داشت و قریب۲ میلیون نفر از این فیلم بازدید کردند که رقمی به واقع شگفت آور است
ترانه های فردین در این فیلم با محتوایی روان و دلنشین با صدای زیبای ایرج از عوامل بیشتر موفق بودن فیلم است
فردین پس از گنج قارون در مدت کوتاهی در فیلم موطلایی شهر ما بر روی پرده ظاهر می شود این فیلم به کارگردانی شباویز همانطور که اشاره شد در حقیقت تکراری از مد های ایجاد شده توسط گنج قارون است تنها نکته این فیلم که موضوع مکانیکی است که به جبر زمان و تصادف دوستش حاضر به همکاری با گروهی تبهکار میشود حضور پوری بنایی در فیلمی همراه بازی مناسب او است این فیلم از نظر تجاری چندان موفق نبود فیلم امیر ارسلان نامدار که به نوعی داستان مشهور امیر ارسلان و فرخ لقا را به تصویر میکشد فیلم بعدی فردین بود .ویژگی این فیلم در حقیقت احاطه تعداد زیادی نا بازیگر در کنار فردین بود .این فیلم علی رغم اینکه چندان فیلم قوی نیست ولی با فروش بسیار خوبی همراه بود و این فروش تنها مبین محبوبیت فردین و محبوبیت ترانه هایش بود .
یارم به من خندیدش
گل به چمن خندیدش
میخوام برم دنبالش
بوسه زنم بر خالش
دیدی که خندید و رفت
حال منو دید و رفت
فیلم گدایان تهران فیلم بعدی فردین اقتباسی از فیلم آمریکایی معجزه سیب بود که فردین کارگردان آن بود این فیلم که دارای هنر پیشگان خوبی برای جذب تماشاچی بود اولین فیلم رضا بیک ایمانوردی در نقشهای پیتر فالکی بود که تا سالهای متمادی بر روی او ماند و باعث شد او بیشترین تعداد فیلم در قبل انقلاب را داشته باشد.
این فیلم به لحاظ حضور بازیگران ممتاز و موضوع نو و جذاب خود فیلم موفقی بود و فروشی چون امیر ارسلان داشت فیلمهای حاتم طایی و جهان پهلوان ساخته فردین و ریاحی مجددا تکراری از گنج قارون بود و فروشی کمتر از امیر ارسلان یا گدایان تهران داشت اما این فیلمها به تبع فرمول قارونی فروش خوبی داشت فردین در این سالها فضای سینما و موضوعی ایران را تنگ می بیند وغزم خود را جزم میکند تا بازیگری بین المللی شود پس به اردن میرود و دو فیلم مردی از تهران و طوفان بر فرازپاترا را بازی می کند
این فیلمها شخصیتی خلاف ذایقه فیلم های قارونی میشود و تا حدودی با شکست مواجه میشود .
فیلمهای طوفان نوح نیز با طرحی نه چندان مشابه گنج قارون ساخته شد و فروش چندان جالبی نداشت علی الخصوص که تماشاچی با نقش ملک مطیعی نتوانست کنار بیاید یلم شکوه جوانمردی باز با تبعیت از گنج قارون با هنر پیشه های مشابه (همراه شهلا )
ساخته دیگر از ریاحی فروش نسبتا راضی کننده ای داشت. فیلم چرخ وفلک نیز با فرمول گنج قارونی موفقیت خوبی داشت.این فیلم که با حضور بیک نیز بود ماجرای پسر بچه ای است که تبدیل به دزد می شود و ماجرای فیلم را رقم میزند .
بازی نسبتا خوب فردین باعث ایفای نقش اول برای او در فیلم فردا روشن است در سال ۳۹بود ماجرای این فیلم راجع به جوانی است که به اصرار خانواده با دختری عروسی میکند ولی به او علاقه ای ندارد سپس با دختر تغییر شکل میدهد و با هویتی دیگد خود را به پسر نزدیک میکند
سالها بعد نصرت اللاه وحدت فیلمی با مضمونی نزدیک به این فیلم ساخت با نام شوهر جونم عاشق شده که فیلم فیلمی گیشه ای بود این اولین فیلمی بود که چنگیز جلیلوند به جای فردین صحبت میکرد و آغازی برای مطرح شدن چهره فردین صدای جلیلوند و یکی دوسال بعد آواز ایرج که بدل به مثلثی ناگسستنی شد عاملی که انگار تماشاچی تنها صدای فردین را صدای جلیلوند میدانستند در حقیقت دوبله چنگیز جلیلوند به جای فردین منحصر به فرد و به دوبله فردینی معروف بود .
خود جلیلوند راجع به فردین میگوید:
دوبله فردین را بسیار دوست داشتم وبه جای فردین بسیار حساس حرف میزدم هنگامی که فردین فوت کرد خیلی ها از من خواستند بیایم و در مورد او صحبت کنم ولی من نپذیرفتم و به آنها گفتم اگر فردین مرده است من هم با او مرده ام فردین در این فیلم بازی خوبی را ایفا کرد تا مقدمات آشتی مردم با سینمای ایران(فیلم ایرانی)را فراهم آورد این فیلم به کارگردانی سردار ساگر و بازی دلکش و ویدا قهرمانی است .
این اولین فیلمی بود که [SIZE=4]ایرج به جای فردین میخواند واین خود آغازی در محبوبیت بیشتر فردین شد .
فردین در همان سال با فیلم دختری فریاد میکشد در سینما به تصویر در آمد ولی این فیلم تاثیر مثبتی ذر کارنامه او نداشت جوانی کشتی گیر که با جوانمردی خود موجب رفع خطر برای افراد ناتوان میشود پس از این فیلم طلای سفید ساخته واکران شد که فروش نسبتا خوبی داشت البته درون مایه این فیلم چندان قوی نیست ولی بعلت حضور پوران در این فیلم فروش خوبی داشت پس از این فیلم گرگهای گرسنه به کارگردانی خود او به نمایش در آمد که اصلا راضی کننده نبود سپس فیلم زمین تلخ که تقلید بسیار ضعیف و نابجايي از فیلمهای کابوی بود به نمایش درآمد این فیلم نیز همانند سه فیلم قبل حاصلی برای فردین نداشت فیلم ساحل انتظار فیلم بعدی از فردین بود این فیلم برعکس بقیه فیلمها در آن سالها درون مایه پردازش قصه ومیزانسن خوبی داشت و جهشی در سینمای ایران بود سیامک یاسمی کارگردان این فیلم وفروزان و جعفری از بازیگرا ن آن بودند فردین در این فیلم به تعبیری صاحب نقش منفی است.
فردین در فیلم زنها فرشته اند در نقش یک جاهل کلاه مخملی ظاهر میشود .
خود او میگوید:از این نقش راضی نبودم تا آنجا هم که یادم میآمد این قشر(افراد صاحب کلاه مخملی و جاهل) هیچگاه دارای جوانمردی نبودند بر عکس آنچه در اذهان بوددر مرحله بعد به فیلمهای فردینی که مظهر آن از آقای قرن بیستم و آواز ایرج در بیوه های خندان شروع میشود میپردازیم































































































